۱۴۰۱ شهریور ۲۶, شنبه

آتش نگاه

آتش نگاه

نمی‌دانم من زیادی مجنونم
یا لبخند تو زیادی زیباست
به هر روی، همه‌ی توانم را جمع کردم و لبخندت را تاب آوردم.
برق چشمانت را اما نتوانستم
و زانو زدم
در آتشکده‌ی نگاهت
و ایمان آوردم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

طلسمِ نوشتن

    مطمئن نیستم چرا دوباره به اینجا سر زدم، شاید نوعی نیازِ به ثبت، نیاز به برداشتنِ تیغه‌ی کی‌بورد و خراشیدن این تنه‌ی درخت. این متن البته ...