۱۴۰۴ مرداد ۲۳, پنجشنبه

انتخاب رشته با پاسخ تشریحی!


پیش‌مقدمه اول: این نوشته قبلا در ویرگول منتشر شده بود که به دلیل داشتن لینک به سایت‌های دیگر! از حالت انتشار خارج شد، بعدِ از این که مدت‌ها روی سایت بود، بدون هیچ اطلاع و توضیح درست! یادم هست که انتقادم را منتقل کردم اما نهایتا تصمیم گرفتم همه‌ی نوشته‌هایم را از روی ویرگول بردارم و به همینجا منتقل کنم. این روزها البته با بالا گرفتن هوش مصنوعی نیاز است در مطالب این نوشته بازنگری کنم که فعلا وقت آن را ندارم؛ از خواننده می‌خواهم با نگاه انتقادی این متن را بخواند. 

پیش مقدمه‌ی دوم: بعد از سه سال تصادفا به این یادداشت سر زدم، دیدم هنوز نظرم همین‌هاست... امیدوارم حداقل برای یک نفر مفید بوده باشد.

پیش مقدمه‌ی سوم: بعد از شاید شش سال! دوباره گذرم به اینجا افتاد، وقت بازنگری ندارم. هنور اگر بعد کنکور به فکر انتخاب رشته بودم، دوست داشتم کسی این یادداشت را به دستم می‌رساند تاکید می‌کرد حتما بخوانمش. فقط چون خیلی از آن سال‌ها گذشته، توضیح بدهم که عنوان مطلب الهام‌گرفته از انتشارات محترمِ اندیشه‌سازان است، تعدادی کتاب داشت با این عنوان «با پاسخ تشریحی!» و چه مقدمه‌های تفکر برانگیزی... خدایش نگهدارد فرهاد میثمی را که از ابدال است.

 

مقدمه

در این چند سال گاهی پیش آمده که بعضی از دوستان لطف کرده و نظرم را در این باره خواسته‌اند. لطف ایشان این انگیزه را در من ایجاد کرد که دیدگاهم را به تفصیل بنویسم، امیدوارم مفید واقع شود. مخاطب این نوشته، کسانی هستند که کنکور را پشت سر گذارده‌اند و حالا در فاصله‌ی حدودا دو ماهه‌ی خود برای انتخاب رشته قرار دارند. مهربانی می‌کنید اگر این نوشتار را مفید یافتید، آن را با دوستی به اشتراک گذارید.

من که هستم؟

معمول است که در این گونه مطالب، نویسنده خودش را معرفی کند تا مخاطب نظر او را بر این اساس ارزیابی نماید. من کیارش هستم؛ فارغ التحصیل کارشناسی مهندسی کامپیوتر دانشگاه تهران. اما بگذارید همین جا حرف‌های جدی را شروع کنم؛ هرگاه کسی از شما خواست سخنی را با توجه به اعتبار گوینده‌ی آن بپذیرید، جا دارد به آن سخن شک کنید. شاید دارید دچار سفسطه‌ی تکیه به مرجع می‌شوید. این که فلان کس شخص معتبری است، دلیل درستی سخن او نیست بلکه چرایی سخن، باید به طور مستقل بررسی شود.

شما که هستید؟

انتخاب رشته یک تصمیم شخصی است. هیچ بهترین گزینه‌ای نیست که بتوان آن را به همه توصیه کرد. هر کس بهترین انتخاب خودش را دارد. برای یک انتخاب خوب حتما باید خودتان را بشناسید. ویژگی‌های شما در تعیین بهترین انتخاب شما اثر قطعی دارند، مثلا؛ وضعیت مالی خانواده، بهره‌ی هوشی، علاقه‌ها، شهر محل سکونت، جنسیت، شخصیت و استعدادهای مختلف شما. البته رتبه‌ی کنکور شما هم در این انتخاب بسیار اثر گذار است اما شما رتبه‌ی کنکورتان نیستید. رتبه کنکور چه بد، چه خوب، به غیر از شخصیت و تلاش شما، وابستگی پررنگی به شرایط محیطیِ شما، در آن بافت زمانی خاص، دارد. پس مهم است که قدری به این سوال بیاندیشید؛ شما که هستید و چه شرایطی دارید؟

چرا در انتخاب رشته سردرگم می‌شویم؟

شنیده‌اید که می‌گویند شناختن مساله، نیمی از راه حل آن است؟‌ این جا هم چنین است. طبق تجربه و مشاهدات من، آدم‌ها در مواجهه با این انتخاب، خیلی سردرگم می‌شوند. علت این این سردرگمی چیست؟

  • انتخاب رشته برای خیلی‌ها، اولین تصمیم سرنوشت‌ساز زندگی است که خودشان اتخاذ می‌کنند. تا امروز بیشتر تصمیمات را والدین شما گرفته‌اند.

  • این مساله، مانند مسائل متداولی که در درس‌های مدرسه مثل ریاضی و فیزیک با آن روبرو شده‌ایم، نیست. در ادامه بیشتر راجع به این موضوع صحبت می‌کنم.

  • شما احتمالا نوجوان هستید، یعنی به احتمال زیاد قشر پیش‌پیشانی مغز شما که در فرایندهای شناختی سطح بالا مثل تصمیم‌گیری تعیین کننده است، هنوز به نهایت رشد خود که تا حدود بیست و پنج سالگی رخ می‌دهد، نرسیده است.

در ادامه سعی می‌کنم حرف‌هایی را که دوست داشتم خودم در آن دوره‌ی سرگردانی می‌شنیدم، اینجا بگویم. اول از اشتباهات آغاز می‌کنم تا برای کسی که حوصله نمی‌کند تا آخر پای سخنم بنشیند، قسمت بحرانی‌اش را در ابتدا مطرح کرده باشم.

اندکی درباره‌ی بده‌بستان

هر تصمیمی ذاتا همراه بده‌بستان‌هایی است. هر گزینه هزینه‌ها و فایده‌های خاص خود را دارد. هنر شما آن است که با شناختی که از خودتان و ارزیابی‌ای که از شرایط محیطتان دارید، گزینه‌ای را بردارید که هزینه‌ی آن برای شما قابل تحمل و فایده‌ی آن برای شما پربار و فزاینده باشد. اینجا سعی می‌کنم یکی دو بده‌بستان را مطرح کنم تا با هم راجع به ابعاد آن فکر کنیم و این کار را تمرین کنیم. حتما بده‌بستان‌های متنوع دیگری نیز وجود دارد که توانمندترین فرد برای کشف و حل آن در بافت زندگی شما، خود شمایید.

بده‌بستان رشته و دانشگاه

بیایید با یک مثال آغاز کنیم؛ فرهاد تصمیم دارد متخصص هوش مصنوعی شود و سعی دارد رشته‌ای بخواند که به رشد او در حرفه‌ی مورد نظرش کمک کند. او بین مهندسی کامپیوتر دانشگاه شهری دیگر و مهندسی برق دانشگاه شهر محل زندگی‌اش تردید دارد. کدام تصمیم برای فرهاد بهتر است؟

هزینه‌ی اصلی گزینه‌ی «مهندسی برق در شهر خودشان» چندان دور از ذهن نیست؛ علاقمندی اول فرهاد محقق نمی‌شود. هرچند مهندسی برق مخصوصا در گرایش کنترل ارتباط وثیقی با هوش مصنوعی دارد، مهندسی کامپیوتر این مسیر شغلی را هموارتر می‌کند. اما فایده‌های گزینه‌ی اول؛ ماندن نزد خانواده او را از حضور و دلگرمی آن‌ها بهره‌مند می‌کند. از سویی با بهره‌مندی از تقسیم کار خانوادگی در کارهای روزمره، در وقت و انرژی او صرفه‌جویی به عمل می‌آید. این فراغ بال امکان آن را می‌دهد تا فرهاد بتواند در وقت آزادش، مطالعه و فعالیت بیشتری در زمینه‌ی هوش مصنوعی انجام دهد و مهارت‌های مورد نیازی که دانشگاه برایش تامین نمی‌کند، با خودآموزی بدست آورد.

هزینه‌‌های گزینه‌ی «مهندسی کامپیوتر در شهری دیگر» چیست؟ دوری از خانواده، بالا رفتن جزئی هزینه‌ی زندگی، هزینه‌ی روانی حضور در یک اتاق که متاسفانه بیشتر از ظرفیت در آن دانشجو اسکان داده شده است، دشواری آشنا شدن با یک شهر جدید مثلا پیدا کردن پیرایشگاه و لباس فروشی مقرون به صرفه در آن و خیلی چالش‌های دیگر. اما فایده‌های این گزینه کدام است؟ قطعا دوری از خانواده و تجربه‌ی مدیریت تعارض‌های احتمالی در زندگی خوابگاهی می‌تواند استقلال شخصیت و مهارت اجتماعی شما را به طور چشم‌گیری افزایش دهد. از سویی فرهاد می‌تواند رشته‌ی اصلی مورد نظرش را بخواند.

خوب حالا انتخاب بر عهده‌ی فرهاد است که کامل‌تر هزینه‌ها و فایده‌ها را بسنجد تا به گزینه‌ی مناسب شخصیت و شرایطش برسد. اما نکته‌ی مهم‌تر از انتخاب نهایی، آگاهی و مسئولیت‌پذیری راجع به هزینه‌ها و فایده‌هایی است که بده‌بستان کرده است. فرهاد اگر بماند و از فواید ماندن بهره نبرد یا برود و تنها هزینه‌های آن را بپردازد، به خطا رفته است. اما اگر با انتخاب هر کدام، قدم‌های بعدی را درست و مسئولانه بردارد، تصمیم شایسته‌ای گرفته است.

گاهی ممکن است شرایط شخصی و خانوادگی، یک کفه‌ی ترازوی بده‌بستانی را کاملا نسبت به دیگری سنگین‌تر نماید اما گاهی دو کفه‌ی ترازو کمابیش برابری می‌کنند و سعادتمندی در گرو برخورد آگاهانه و مسئولانه با آن بده‌بستان است.


اشتباهات متداول در انتخاب رشته

این اشتباهات را یا من به شخصه مرتکب شده‌ام یا آن را در دوستانم دیده‌ام و روایت آن‌ها راجع به این اشتباهات را شنیده‌ام. افسوس که اغلب در نهایت چنین پس‌نگری‌هایی، متوجه تاثیر طبقه‌ی اقتصادی در میزان اطلاعات در دسترس و کیفیت تصمیمات افراد شده‌ام، پیش خودم نامش را گذاشته‌ام «انحصار عقلانیت». شاید یکی از راه‌های چیرگی بر آن، آگاهی افراد نسبت به این پدیده و اقدامات مردمی و دولتی در جهت بهره‌مندی همه از خدمات مشاوره و تسهیل‌گری تحصیلی و شغلی باکیفیت و رایگان باشد. فعلا صحبت کردن راجع به آن و به اشتراک‌گذاری تجربیات مشابه، کاری است که از من برمی‌آید.

اشتباه اول: این انتخاب را سپردم به فلانی.

یک دام بسیار خطرناک اینجاست. اگر دور و بر شما افراد آگاهی هستند که از رشته‌های دانشگاهی و کارهای مختلف سر در می‌آورند و مهم‌تر از همه، خیرخواه شما هستند، حتما از نظر آن‌ها بهره بگیرید. دریافت مشورت از فردی که از سویی به روحیات و مختصات زندگی شما آشناست و از طرفی بهره‌ای از تجربه و دانش دارد، طلاست. اما بدانید که در نهایت این انتخاب شخص شما است و مسئولیت آن کاملا با شماست. این باور بسیار سازنده است؛ پیشتر توضیح دادم که هیچ تصمیمی کامل نیست و همیشه همراه بده‌بستان‌هایی است. کسی که مسئولیت تصمیمش را می‌پذیرد، با امید و انگیزه برای بهره‌برداری از فایده‌ها و مدیریت هزینه‌های آن برنامه‌ریزی و تلاش می‌کند. برعکس این حالت را تصور کنید؛ فرد به صرف این که ناخودآگاه، دیگری را مسئول تصمیمش می‌داند، با یک احساس سبک‌باری کاذب، از تکاپو برای به ثمر نشاندن تصمیمش، صرف نظر می‌کند. دام سپردن مسئولیت به دیگری، بسیار مخرب است و ممکن است حتی علی‌رغم یک انتخاب خوب، راه به ترکستان برد.

اشتباه دوم: فقط فلان دانشگاه!

تصویر سردر دانشگاه تهران از مرضیه موسوی - خبرگزاری ایرنا
تصویر سردر دانشگاه تهران از مرضیه موسوی - خبرگزاری ایرنا

این اشتباه البته دیدگاهی است که در گذشته درست بود، اما خوشبختانه هر روز بیشتر رنگ می‌بازد. شنیده‌ام در گذشته مثلا دانشجویان برق شریف می‌آمده‌اند سر کلاس طراحی مدار مخابراتی استاد بنامی در دانشکده فنی دانشگاه تهران می‌نشستند و دانشجویان تهران برای درسی دیگر راهی محضر استادی در شریف می‌شدند. امروز اما به راحتی می‌توانید به وبگاه بهترین دانشگاه‌های جهان رفته و هر کلاسی که خواستید را به رایگان ببینید و مواد آموزشی مثل تمرین‌ها و جزوه‌ها را دریافت نمایید. کافی است فقط کمی زبان انگلیسی خود را تقویت کنید. مثال آن وبگاه موسسه‌ی فناوری ماساچوست (MIT) است. البته همچنان راه برای بهبود عدالت آموزشی و در دسترس بودن اطلاعات برای همگان دراز است. قطعا جو همکلاسی‌ها، سطح علمی استادان و خیلی چیزهای دیگر متفاوت است اما سخن در میزان تاثیر این تفاوت است. امروز نسبت به بیست سال پیش این اختلاف خیلی کمتر شده و با برنامه‌ریزی و تلاش هوشمندانه این اختلاف کاملا قابل مدیریت است و اصلا حاجت حسرت خوردن نیست.

اشتباه سوم: فقط دنبال علاقه‌ات برو.

قطعا علاقه به یک موضوع، پیشران قدرتمندی برای رشد در آن کار است، اما تقلیل همه‌ی بده‌بستان‌های زندگی به علاقه خطاست، مخصوصا در دهک‌های پایین‌تر اقتصادی که تصمیماتی چنین گاهی حیاتی می‌شود. شما باید نهایتا تصمیمتان را با در نظر گرفتن بده‌بستان‌هایی نظیر «علاقه در برابر استعداد» و «علاقه در برابر مزیت شغلی» بگیرید. برای مطالعه‌ی بیشتر، این مطلب ترجمان را پیشنهاد می‌کنم، می‌توانید اینجا آن را گوش دهید. به نظر من، هر چه شرایط اقتصادی بهتری دارید، دستتان در پیگیری علایقتان بازتر است. خیلی تاسف می‌خورم وقتی می‌بینم والدینی متموّل، فرزندشان را مجبور می‌کنند راهی مشابه طی کند؛ مثلا پزشک، مهندس یا وکیل شود. آیا بهتر نیست چنین کسی بجای تحمّل فشار رقابت‌های تحصیلی و شغلی، از بخت پیگیری علاقه‌اش مثلا به هنر مجسمه‌سازی بهره‌مند شود و در نتیجه خوشحال و موفق شود و از سوی دیگر مشاغل اقتصادی‌تر، برای دیگران که با فقر درگیرند، فراخ‌تر شود؟ به کسانی که با محدودیت اقتصادی روبرو هستند، پیشنهاد می‌کنم مصالحه و پیوندی رندانه میان تصمیمات اقتصادی‌تر و علاقه‌ی خود ایجاد نمایند.

اشتباه چهارم: اگر اشتباه انتخاب کنی، کار تمام است!

آیا یک رتبه‌ی خوب کنکور و یک انتخاب رشته‌ی درخشان تضمین‌کننده‌ی رشد و سعادت علمی و حرفه‌ای آقا فرهاد است؟ رتبه‌ی نامطلوب و محدودیت در انتخاب رشته، آیا عامل قطعی تباهی آینده‌ی علمی شیرین خانم است؟ پاسخ هر دو سوال یک چیز است: نه.

باید توجه داشت که در هر دو حالت، کار تازه شروع شده است. خیلی‌ها حین یا پس از تحصیل، زمینه‌ی تحصیلی و شغلی خود را تغییر می‌دهند. خیلی‌ها در حین تحصیل رشد خلاقیت و شکوفایی علمی را تجربه می‌کنند و مثلا در مقاطع تحصیلات تکمیلی (کارشناسی ارشد و دکترا) بسیار موفق و درخشان عمل می‌کنند. از سوی دیگر خیلی از شغل‌ها اصلا دانشگاهی نیستند و دانشگاه صرفا به عنوان تسهیلگر مسیر رشد، به کار آن‌ها می‌آید. ذیل عنوان «شغل‌های نوپا» به این مورد پرداخته‌ام. از طرفی بسیاری از زمینه‌ها وجود دارد که گاه تحصیلات بی‌ربط در آن‌ها ممکن است یک مزیت نسبی ایجاد کند؛ زمینه‌های هنری، سیاست، مدیریت و خیلی چیزهای دیگر. مثلا دوستی را می‌شناسم که با ربته‌ای عالی کارشناسی مهندسی مکانیک را تمام کرد و امروز که با پیمودن راه علاقه‌اش، دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد است، از توشه‌ی پربار ریاضیاتی که اندوخته است، بهره می‌برد. تصویر زیر، لیستی از استادان موفق مدیریت و اقتصاد را آورده است که همگی در مقطع کارشناسی رشته‌های دیگری خوانده‌اند.

لیستی از استادان مدیریت و اقتصاد دانشگاه شریف - از کانال تلگرام روزنامه‌ شریف
لیستی از استادان مدیریت و اقتصاد دانشگاه شریف - از کانال تلگرام روزنامه‌ شریف

خلاصه آن که اگر از نتیجه‌ی کنکور خود راضی نیستید و آن را یک شکست می‌شمارید، توجه کنید که شکست‌ها واقعا می‌تواند بزرگترین فرصت رشد و الهام انسان باشد. شناختن خودتان، شرایطتان و اتخاذ تصمیماتی برای مدیریت این شکست و سازگاری با آن، به نحوی که بتوانید راهبری مسیر زندگی‌تان را به دست بگیرید، می‌تواند شما را به راستی اعتلا بخشد و بالا برد، به گونه‌ای که در سال‌های آینده از شما فردی قوی‌تر و رشدیافته‌تر از کسی بسازد که چنین شکست و فرایند یادگیری و بازسازی پس از آن را تجربه نکرده است.

اشتباه پنجم: شوک رتبه

فرض کنید فرهاد از نتیجه‌ی کنکور خود ناراضی است. این نارضایتی چنان حس منفی‌ای در او ایجاد کرده است که دیگر به انتخاب رشته درست فکر نمی‌کند و انگیزه‌ای برای بررسی گزینه‌های پیش رویش ندارد. همین موجب می‌شود از میان گزینه‌های پیشرو، انتخاب‌های بهتر را که امکان سازگاری و جبران بیشتری به او می‌دهد، نبیند و تصمیم بدی بگیرد. همین تصمیم بد در آينده ممکن است زمینه‌ساز عدم ارزیابی و مدیریت درست نتایج تصمیمش شود. این زنجیره‌‌ی خطاها بسیار مخرب است. اگر از نتیجه‌ی کنکورتان ناراضی هستید، می‌توانید آن را یک شکست ارزشمند قلمداد کنید و با ارزیابی درست شرایط از ادامه‌ی این زنجیره جلوگیری کنید. بررسی همه‌ی گزینه‌ها مثل عدم انتخاب رشته و برنامه‌ریزی برای کنکور سال بعد، امید به تغییر رشته با استفاده از قوانین داخلی دانشگاه‌ها و یا انتخاب یک رشته با مطلوبیت کمتر و برنامه‌ریزی برای جبران این نقصان در آینده، در این نوشته نمی‌گنجد. این تصمیمات رابطه‌ی وثیقی با شرایط شخصی و خانوادگی فرد دارد و هر کدام شامل بده‌بستان‌هایی است که می‌تواند آن را برای هرکس بدل به انتخابی ثمربخش یا گزینه‌ای غیرممکن کند. پیشنهاد من آن است از نتیجه‌ی کنکور، هر چه که هست، جا نخورید بلکه آن را تبدیل کنید به یک فرصت رشد.

اشتباه ششم: همرنگ جماعت شو.

دوستی دارم که با رتبه‌ای خوب در کنکور، رشته‌ی معلمی کودکان استثنایی را برگزید. اعتراف می‌کنم در ابتدا از تصمیم او متعجب شدم. امروز اما بهتر می‌فهمم خوشبخت بودن با برنده بودن فرق می‌کند. به باور من خوشبختی یک احساس درونی است که ممکن است دقیقا مطابق تعریف جامعه از موفقیت نباشد. موفقیت اما حاصل برنده شدن در رقابت‌هایی است که فشار اجتماعی آن را از فرد مطالبه می‌کند. البته که رقابت‌ها برای پویایی و پیشرفت جامعه‌ی انسان‌ها مفید می‌نماید، اما نباید از یاد برد این تعریف ما از خوشبختی است که به آن‌ها معنی می‌دهد نه ذات آن‌ها و صرف فشار اجتماعی. امروز انتخاب دوستی که یاد کردم را تحسین می‌کنم، او هنرمندانه فشار اجتماعی را مدیریت کرده و انتخابی کرد که به زندگی‌اش غنا بخشیده و امروز از او معلمی دانشمند و ارزشمند ساخته است که آشنایی با او افتخار بزرگی است برای من. از سویی بعضی از هم‌رتبه‌ای‌های او که رشته‌های ظاهرا پر زرق و برق‌تری خواندند، امروز از شرایط کاری خود ناراضی هستند؛ در نتیجه تصمیم آن دوست از نظر آینده‌نگری اقتصادی نیز قابل تمجید است.

اشتباه هفتم: بیش‌ارزش‌گذاری یا دست‌کم‌گرفتن نظر دیگران

نظر دیگران قطعا محور زندگی فرد نیست و نباید اساس تصمیم‌گیری قرار گیرد اما از سویی یکباره کنار گذاردن نظر دیگران هم خالی از هزینه نیست. قطعا نمی‌توان یک حکم کلی و قطعی داد و در هر مورد هنر شماست که بتوانید صلح و تعادلی میان تمایل شخصی و جهت‌دهی دیگران ایجاد نمایید. مثلا مخالفت با نظر خانواده، می‌تواند اصطکاکی ایجاد کند که انرژی شما را هدر می‌دهد؛ در این مورد معمولا می‌توانید با گفتگویی سازنده، توضیح دلایل تصمیمتان، شنیدن و پرداختن منصفانه به انتقادات مطرح شده به استدلالتان، اعتماد آن‌ها را به واقع‌بینی و عقلانیت خود جلب کنید. حتی اگر تا پایان با نظرتان مخالف باشند، اعتماد ایجاد شده فضای همدلانه‌ی مفیدی ایجاد خواهد کرد. این واقعیت که تکرار یک نظر توسط اطرافیان، هرچند بی‌پایه و اساس باشد، در طول زمان بر نگرش فرد اثر می‌گذارد، شواهد تجربی قابل اعتنایی دارد. در چنین مواردی شاید بتوانید با یک چرخش رندانه در تصمیمتان، بین این ریسک و رضایتمندی خود، مصالحه‌ی موفقی ایجاد کنید.

اشتباه هشتم: صرف نظر کردن از یک گزینه چون نمی‌دانیم دقیقا چیست

این رشته‌ها کم نیستند؛ مثلا ما در دبیرستان چندان درسی مرتبط با علوم کامپیوتر نمی‌خوانیم؛ قطعا روا نیست به صرف این بی‌اطلاعی، بررسی آن را رها کنیم. عجیب آن که این اشتباه نیز کم‌تکرار نیست. استفاده از وبگاه‌های آموزشی دانشگاهی، می‌تواند این نقیصه را تعدیل نماید.

اشتباه نهم: انتخاب گزینه‌ای ناشناخته

این اشتباه علی‌رغم هیجان‌انگیز بودن، قطعا امن نیست. انتخاب شهر، دانشگاه یا رشته‌ای که هیچ شناختی از آن ندارید ممکن است شما را با بحران پذیرش شرایط جدید روبرو کند؛ عدم تخصیص خوابگاه در دانشگاه مورد نظر، شرایط رفت‌وآمدی آن، شرایط زندگی در شهری با فرهنگ خاص و... در صورت اطلاع قبلی و برنامه‌ریزی مناسب، بسیار قابل مدیریت‌تر می‌شوند.

اشتباه دهم: نادیده‌گرفتن خوابگاه

کمتر به ذهن داوطلبان می‌رسد که امکانات خوابگاهی گزینه‌ی مورد نظرشان را بررسی کنند اما به نظر من این عامل برای دانشجویان غیر بومی بسیار مهم است؛ معمولا بیش از نیمی از ساعات زندگی دانشجویی در محیط خوابگاه سپری می‌شود. خوب است با دانشجویان دانشکده‌ی مد نظرتان ارتباطی گرفته و از این بابت اطلاعی حاصل نمایید؛ فاصله‌ی خوابگاه تا دانشگاه، کیفیت خوابگاه‌ها از حیث ظرفیت اسکان، داشتن فضای مطالعه، نظافت مناسب، تعمیرات مناسب و... تاثیر قابل توجهی روی زیست دانشجویی دارد.

به عنوان یک مثال از تاثیر این عامل یک تجربه‌ی شخصی مطرح می‌کنم. معمولا داوطلبان گروه ریاضی به این ترتیب دانشگاه‌های تهران را برمی‌گزینند: شریف، تهران، امیرکبیر و... در دوره‌ی ما امکانات خوابگاهی دانشگاه تهران نامناسب بود و متاسفانه روند بهبود نیز بسیار کند بود. امیدوارم در این ماه‌های اخیر که آموزش مجازی و خوابگاه‌ها عمدتا خالی بود، بهبودی حاصل شده باشد. باری، اگر به زمان انتخاب رشته برمی‌گشتم ترتیب شریف، امیرکبیر، تهران را برای انتخاب رشته ترجیح می‌دادم؛ چه آن که اختلاف سطح علمی را قابل جبران می‌دانم و بهتر بودن نسبی کیفیت زندگی خوابگاهی را بر آن ترجیح می‌دهم. خاصه آن که دانشجویان امیرکبیر یک‌دست‌ترند نسبت به دانشگاه تهران؛ کنار آمدن با هم‌اتاقی‌هایی از رشته‌های مختلف هنر و علوم انسانی و... که روحیه، ساعت مطالعه و سبک زندگی متفاوتی دارند، چالش قابل توجهی‌ست. به هر روی بسیاری نیز ممکن است این چالش را تجربه‌ای ارزشمند بدانند.


منابع خوب

چند منبع آورده‌ام که سرنخ‌هایی برای کاوش بیشتر به دست می‌دهند. توجه فرمایید که این منابع هر کدام توسط شخص یا سازمانی با اهداف خاص خود ارائه شده است. من صرفا همین منابع رایگان را که برای تصمیم‌گیری مفید می‌دانم، پیشنهاد می‌کنم و راجع به سایر خدمات آن‌ها اطلاعی ندارم. بنابراین در ملاحظه‌ی آن‌ها عینک تفکر انتقادی خود را کنار نگذارید.

  • مکتب‌خونه (پیوند): وبگاهی که دروس ضبط شده‌ی دانشکده‌های مختلف را به رایگان ارائه می‌دهد. چند همایش خاص برای معرفی رشته‌ها دارد مثل این درس که مفید است اما بهتر آن است که درس‌های تخصصی رشته‌ی مورد نظر خود را بیابید و از هر کدام چند جلسه‌ای ببینید.

  • پادکست رادیو کارنکن (پیوند): منتشرکننده این پادکست، امین آرامش، از عبارت «کار نکن» برای آدم‌هایی استفاده می‌کند که به شغل خود علاقمند هستند. در هر بخش با یک نفر راجع به مسائل کاری گفتگو می‌شود از پزشک و مدیر گرفته تا متخصص هوش مصنوعی، هر کدام که شغلش برایتان جالب بود، به صحبت او گوش دهید اما فراموش نکنید که با نظر شخصی آدم‌ها روبرو هستید و دیدگاه آن‌ها لزوما پاسخ‌گوی شرایط شما نیست اما می‌تواند الهام‌بخش باشد.

  • لیست آخرین رتبه‌ی قبولی سال‌های پیش کانون قلمچی (پیوند): این لیست کمک می‌کند گزینه‌های خود را بیابید. حتما آن را ببینید تا بفهمید مطابق رفتار داوطلبان در سال‌های گذشته با رتبه‌ی مشابه شما، چه گزینه‌هایی پیشرو دارید. این چارک‌ها هر سال کمابیش ثابت است. توجه نمایید که معمولا رتبه‌ی منطقه در این گزارش‌ها ملاک قرار می‌گیرد. البته به هیچ وجه توصیه نمی‌شود رفتاری دقیقا مطابق با جمعیت داشته باشید اما از آن به عنوان یک داده‌ی الهام‌بخش بهره ببرید. در نهایت شما باید گزینه‌ی مناسب شخصی خود را برگزینید نه لزوما گزینه‌ی برجسته‌شده توسط جامعه‌ی داوطلبان. وظیفه‌ی سازمان سنجش است که چنین گزارش‌های مفیدی را منتشر کند اما من متاسفانه چنین چیزی نیافتم.

  • گزارش شغلی جاب‌ویژن (پیوند): اگر مثلا می‌خواهید بدانید میانگین درآمد مهندسان شیمی بیشتر است یا مهندسان برق، این گزارش برای شما بسیار مفید خواهد بود. حتما با توجه، نگاهی به آن بیاندازید. مثالی جالب از آمارهایی که در این گزارش آمده است میزنم تا بیشتر مشتاق بررسی آن شوید؛ طبق این بررسی، تفاوت معناداری بین سطح حقوق تحصیل‌کردگان دانشگاه آزاد و دولتی وجود نداشته است. تنوع موقعیت‌های شغلی رشته‌های مربوط به فناوری اطلاعات نیز نکته‌ی شایان توجه دیگری از این گزارش است.


پیشنهاد چند رشته‌

مخاطب این بخش بیشتر داوطلبان گروه ریاضی هستند، چه آن که من با فضای کاری و تحصیلی این رشته آشناترم. البته که با جستجوی عبارت بامزه‌ی «بهترین شغل‌های جهان» در گوگل می‌توانید مطالب مرتبطی بیابید. لازم به ذکر است که رابطه‌ی شغل و تحصیلات، یک رابطه‌ی یک به یک قطعی نیست. پیشنهاد می‌کنم نظر محمدرضا شعبانعلی که در مدیریت و تدریس خوش‌سابقه و خوش‌آوازه است، در این باره ملاحظه فرمایید.

امروزه با رخ دادن تغییرات حاصل از انقلاب صنعتی چهارم، فناوری اطلاعات جایگاه ویژه‌ای در زندگی انسان یافته است. بنابر این مقدمه، من اینجا با پیشنهاد چند دامنه‌ی شغلی و رشته‌های مرتبط با هر یک، گزینه‌هایی را برای بررسی بیشتر توسط شما، مطرح می‌کنم. در نظر گرفتن روند افزایش درصد مشاغل در خدمات نسبت به صنعت نیز مفید می‌نماید. جالب آن که این روند، در اقتصاد ایران و جهان مشترک است.

نمودار درصد مشاغل در خدمات نسبت به کل مشاغل - برگرفته از سایت بانک جهانی
نمودار درصد مشاغل در خدمات نسبت به کل مشاغل - برگرفته از سایت بانک جهانی

دسته‌ی شغل‌های نرم‌افزار و فناوری داده

این دسته مشاغل بسیار زیادند و بازار کار امروز ایران و بسیاری دیگر از کشورهای جهان خواهان متخصصان این حوزه است؛ مهندس نرم‌افزار، مهندس هوش مصنوعی، دانشمند داده، تحلیلگر داده، مهندس زیرساخت، مهندس پایگاه‌داده، مهندس شبکه و بسیاری دیگر از عناوین شغلی که امروزه بازار متقاضی آن‌هاست.

برای ورود به این مشاغل داشتن تحصیلات دانشگاهی مرتبط بسیار کمک‌کننده است، هرچند الزامی نیست و افرادی وجود دارند که بدون تحصیلات دانشگاهی مرتبط، به شکل خودآموز، در این مشاغل رشد کرده‌اند. نظر جادی که یک متخصص و مدرس مباحث مرتبط با مهندسی کامپیوتر است، خواندنی است.

اولویت اول از لحاظ مرتبط بودن دروس به این دسته‌ی شغلی از این قرار است: مهندسی کامپیوتر (همه‌ی گرایش‌ها)، علوم کامپیوتر، مهندسی فناوری اطلاعات. اولویت دوم نیز به زعم من چنین است: مهندسی برق، آمار، ریاضی کاربردی و محض و علوم مهندسی (گرایش الگوریتم‌ها و محاسبات). طبیعتا در دسته‌ی اولویت دوم باید جهت مطالعه و تجربه‌اندوزی مرتبط برنامه‌ریزی و تلاش بیشتری نمایید، چه آن که این دسته شامل دروس مرتبط کمتری نسبت به اولویت اول است. با پیشرفت امکانات یادگیری الکترونیک و بوتکمپ‌ها، این کار هر روز آسان‌تر می‌شود اما همچنان باید اعتراف کرد هرقدر رشته‌ی تحصیلی مرتبط‌تر باشد، مسیر پیشرفت هموارتر است.

می‌توان دسته‌های اولویتی بعدی نیز تعریف کرد تا ارتباط نسبی این مشاغل با مهندسی صنایع، فیزیک، اقتصاد و... نیز پررنگ شود اما توضیح این ارتباط در این مجال نمی‌گنجد. مثلا تحلیلگر داده‌های کسب‌وکار (Business Data Analyst) شغل نوظهوری است که به ترکیبی از مهارت‌های مهندسی نرم‌افزار، مهندسی صنایع، اقتصاد و مدیریت احتیاج دارد یا متخصص محاسبات کوانتومی که ترکیبی از دانش مهندسی کامپیوتر، برق، فیزیک و ریاضی را طلب می‌کند. از این مثال‌ها فراوان است که پیشنهاد می‌کنم راجع به چنین مواردی تحقیق نمایید. اندازه‌ی بازار کار این عناوین و روند رشد و افول این مشاغل متفاوت است. برای مثال اندازه‌ی بازار تحلیلگری داده بزرگ‌تر از تخصص محاسبات کوانتومی است، اما دومی در حال رشد روزافزون در جهان است و اولی در حالت ثبات نسبی قرار دارد.

دسته‌ی شغل‌های تحقیقاتی

روندهای تحقیقاتی (Research Trends) جذاب امروز مثل علوم اعصاب و علوم شناختی، زیست‌فناوری، بیوانفورماتیک، علوم اجتماعی محاسباتی و... بسیار بین‌رشته‌ای (Multidisciplinary) هستند. پس اگر هدف شما این است که دانشمند یا محقق شوید، این نوید را به شما می‌دهم که می‌توانید با دست بازتری انتخاب رشته نمایید. مثلا در مورد علوم اعصاب که دانش شناخت دنیای شگفت‌انگیز مغز است، شاید نزدیک‌ترین رشته‌ی کارشناسی در گروه ریاضی، مهندسی پزشکی با گرایش بیوالکتریک باشد، اما خوشبختانه از توشه‌ی غنی دانش محاسباتی، از هر رشته‌ای که حاصل شده باشد، برای ورود به چنین زمینه‌هایی استقبال می‌شود. چه این دانش محاسباتی و مهارت در تحقیق از علوم پایه مانند فیزیک و شیمی حاصل شده باشد و چه از مهندسی مکانیک. این زمینه‌های بینارشته‌ای، بسیار مستعد ورود محققان با زمینه‌ی محاسباتی هستند. چالش اصلی پیگیری چنین هدفی اما شاید مسیر طولانی آن است. شخصیت و شرایط اقتصادی خانواده‌ی شما باید مناسب طی کردن یک دوره تحصیلات حدودا ده ساله باشد. البته این تصمیمی نیست که مجبور باشید همین امروز به شکل قطعی بگیرید، می‌توانید راه آن را پی‌گرفته و در هر مقطع ادامه‌ی آن را ارزیابی نمایید.

دانشگاه فرهنگیان

من از جزئیات شرایط تحصیل در این دانشگاه‌ها اطلاع دقیقی ندارم اما دوست داشتم در این مجال به زیبایی شغل معلمی اشاره کنم و آن را خصوصا به کسانی که روحیه‌ی علمی و اجتماعی برجسته‌ای دارند، پیشنهاد نمایم. امیدوارم بزودی این گزینه در بالاترین رتبه‌ها پر شود چه آن که فکر می‌کنم این روند باعث بهبود قابل توجه کیفیت آموزش در کشور ما خواهد شد.

دسته‌ی شغل‌های نوپا

پدیدار شدن کسب‌وکارهای نوپا به همراه تحولات حاصل از اینترنت و شبکه‌های مجازی مشاغل جدیدی پدید آورده است. هرچند می‌توان برای هر کدام، یک رشته‌ی مربوط دانشگاهی نام برد، بیشتر آن‌ها مهارت‌محورند. دانشگاه ذاتا لَختی بسیار بیشتری نسبت به بازار کار دارد. ممکن است شغلی در بازار کار پدید آمده و در بازه‌ی کوتاهی رشد کند اما تشکیل رشته و گرایش مناسب آن در دانشگاه سال‌ها به طول بیانجامد. طراح محصول (Product Designer)، صاحب محصول (Product Owner)، طراح تجربه‌ی کاربری (UX Designer)، بازاریاب دیجیتال، تولیدکننده‌ی محتوا، گرداننده‌ی شبکه‌های اجتماعی و بسیاری از حرفه‌های نوپای دیگر از این دسته‌اند.

در نتیجه بسیاری برای کسب تخصص و تجربه در چنین مشاغلی از آموزش الکترونیک، یعنی وبگاه‌هایی مانند Linked-in Learning یا نمونه‌های ایرانی آن مثل این نمونه استفاده می‌کنند. برخی دیگر از اردوگاه‌ها (Bootcamp) بهره می‌برند. به عنوان نمونه‌های فعال در ایران می‌توانید این پیوندها را مشاهده نمایید؛ نمونه یک، نمونه دو و نمونه سه. توجه کنید که نظری راجع به کیفیت خدمات مثال‌های آورده شده ندارم، صرفا آن‌ها را معرفی کردم تا نگاهی به آن‌ها انداخته و درک بهتری از روندی که رو به رشد است، حاصل نمایید.

به هر روی اگر چنین مشاغلی را مد نظر دارید، تحصیلات دانشگاهی می‌تواند شما را به صورت غیر مستقیم یاری کند. البته که هر قدر رشته‌ای که بر می‌گزینید با این حرفه‌های جدید مرتبط‌تر باشد بهتر است اما مهم‌ترین عامل برای پیشرفت در چنین مشاغلی مهارت‌های نرم است؛ مانند تفکر خلاق، تفکر انتقادی، رهبری، حل مساله، مدیریت بحران و خیلی مهارت‌های دیگر.

مثلا شیرین ممکن است تصمیم بگیرد مهندسی صنایع بخواند و در کنار آن دانش و مهارت‌های خود را در زمینه‌ی طراحی و مدیریت محصول افزایش دهد. اگر مسیر زندگی او طوری پیش رفت که امکان فعالیت صنعتی در زمینه‌ی مورد علاقه‌اش پیدا کرد، مهارت او در طراحی محصول می‌تواند یک برتری نسبی به او به عنوان مهندس بهینه‌سازی زنجیره‌ی ارزش کارخانه، ببخشد. اما اگر به هر دلیلی مثلا رکود اقتصادی و افت مشاغل صنعتی، این امکان حاصل نشد، می‌تواند به عنوان یک صاحب محصول (Product Owner) در طیف وسیع‌تری از کسب‌وکارها مشغول به کار شود. در این جایگاه، نگاه تحلیلی‌ای که دروس مهندسی و علوم پایه برای او حاصل کرده، شتاب بیشتری در پیشرفت شغلی او ایجاد خواهد کرد. چنین دورنماهایی را تقریبا با انتخاب هر رشته‌ای می‌توانید برای خود طرح‌ریزی نمایید.


چرا انتخاب رشته یک مساله‌ی پیچیده است؟

خوب تا اینجای کار حرف‌های حیاتی را زده‌ام. در این قسمت قصد دارم کمی عمیق‌تر وارد مساله شویم و ببینیم مساله‌ی انتخاب رشته ذاتا چگونه پرسشی‌ست و چگونه پاسخی می‌طلبد؟ برای پاسخ به این پرسش یک از چارچوب تصمیم‌گیری استفاده کرده‌ام که در تصمیمات گونه‌گون زندگی برای من الهام‌بخش بوده است.

چارچوب کانوین

نموداری که در ادامه می‌بینید، معروف است به چارچوب کانِوین که توسط دیو اسنودن، یکی از نظریه‌پردازان مدیریت، برای تصمیم‌گیری ابداع شده است. ناحیه‌ی وسط نمودار نشان دهنده‌ی ناحیه‌ی آشفتگی (Disorder) است. تا زمانی که ندانیم جنس مساله چیست، در این وضعیت هستیم و احساس سرگردانی می‌کنیم.

نمودار مفهومی چارچوب کانِوین برای تصمیم‌گیری
نمودار مفهومی چارچوب کانِوین برای تصمیم‌گیری


مسائل مدرسه‌ای ما بیشتر از نوع ساده (Simple) بودند و روش برخورد با آن‌ها سرراست بود؛ درک کن، دسته‌بندی کن، پاسخ بده. گاهی هم با مساله‌های پیچاپیچ (Complicated) روبرو می‌شدیم و همان اول کار فرمول پاسخ معلوم نبود؛ درک کن، تحلیل کن، پاسخ بده. با کمی تحلیل، بالاخره فرمول را تشخیص می‌دادیم.

به هر حال همیشه شرایط مساله ثبات داشت و روابط علّی شفاف بود. متاسفانه مسائل جدی زندگی چنین نیستند. امید که در آینده، در مدرسه بیشتر از فیزیک و هندسه، به مساله‌های زندگی پرداخته شود.
در پرسش‌های زندگیِ واقعی، کار دشوارتر است؛ شرایط مساله پویا و در حال تغییر است. همچنین زنجیره‌ی علت و معلول‌ها معمولا بعد از آن که ماجرا به خاتمه رسید، قابل فهم می‌شود. دیده‌اید اول کار همه می‌گویند مبارک‌باد، چقدر عروس و داماد به هم می‌آیند. اما دور از جان شما، آخر ماجرا که به تلخی و طلاق رسید، یکباره برمی‌گردند که من از اول حس می‌کردم جور در نمی‌آیند چون طرف فلان‌طور بود. این «فلان‌طور» مثال همان علت‌هایی است که در تصمیم ازدواج فقط در پایان کار آشکار می‌شوند. چرا؟‌ چون ازدواج یک مساله‌ی پیچیده (Complex) است. خب تا اینجا گفتم مساله‌ی انتخاب رشته یک مساله‌ی پیچیده است چون شخصیت شما در حال رشد و تغییر است، شرایط بازار کار و دانشگاه در داخل و خارج همگی پویا هستند و اطلاعات ما راجع به هیچکدام کافی نیست.

انتخاب رشته یک «مساله‌ی پیچیده» است یعنی پاسخ صحیح به آن برای هر کس متفاوت و مستلزم بکارگیری تفکر انتقادی و کاویدن گزینه‌ها با این دیدگاه است.

چاره چیست؟

حال که با چنین پرسشی روبروییم، نباید آشفته و مضطرب شویم، این کار فقط توان ما را هدر می‌دهد. بلکه باید با درک جنس مساله، با این واقعیت که در نهایت به یک پاسخ یقینی نخواهیم رسید، صلح کنیم. نباید از یاد برد که بسیاری، هیچگاه به این مرحله از تحصیلات نمی‌رسند تا به انتخاب رشته فکر کنند؛‌ پس مواجهه با این مساله به خودی خود نشانه‌ی خوشبختی و بهره‌مندی است و هر بهره‌مندی‌ای مستلزم مسئولیت اجتماعی.

روش پیشنهادی چارچوب کانوین برای مسائل پیچیده، الهام‌بخش است: فضای پرسش را بکاو، درک کن، پاسخ بده. کاویدن یعنی انجام آزمون و خطاهای امن. مثلا می‌توانید فرض کنید رشته‌ی مهندسی برق را برگزیده‌اید و یک هفته با این فرض زندگی کنید. یک درس تخصصی مثل الکترونیک را برگزیده و شروع به دیدن ویدیوها، خواندن کتاب‌ها و حتی حل تمرین‌های آن کنید. فرض کنید دنبال یک دوره‌ی کارآموزی مهندسی برق هستید، دنبال شرکت‌های مربوطه بگردید و مهارت‌های مورد نیاز را بررسی کنید و از میانگین حقوق و شرایط کار آن‌ها اطلاع کسب کنید. به این ترتیب شما یک کاوش یک هفته‌ای کم‌هزینه انجام داده‌اید و با درک حاصل شده می‌توانید پاسخی مطمئن‌تر، هرچند نه کاملا مطمئن، بیابید.

تفکر انتقادی، یعنی آن که در مواجهه با هر گزاره‌ای بپرسیم چرا و منبع این گزاره چیست، برای کاوش فضای مساله راهگشاست. انتخاب رشته یک فرصت بزرگ است برای آموختن نحوه‌ی برخورد با مسائل واقعی زندگی، تمرین مشورت گرفتن، تحقیق کردن، شناختن شخصیت و شرایط خود و در نهایت پاسخ دادن به مساله با مسئولیت‌پذیریِ کامل در عین پذیرش عدم قطعیت در پاسخ بدست آمده. به نظر و تجربه‌ی زیسته‌ی من، تمرین این فرایند بسیار مهم‌تر از خود مساله‌ی مورد نظر است.

انتخاب رشته یک فرصت بزرگ است برای آموختن نحوه‌ی برخورد با مسائل واقعی زندگی، مشورت گرفتن، تحقیق کردن، شناختن شخصیت و شرایط خود و در نهایت تصمیم‌گیری با مسئولیت‌پذیریِ کامل در عین پذیرش عدم قطعیت در تصمیم گرفته‌شده.


سخن پایانی

در نهایت قصد دارم به نکته‌ای اشاره کنم که تا امروز مهم‌ترین حوالت سال‌های اول بزرگسالی برای من بوده است؛ زندگی ذاتا سامانه‌ای پیچیده و آشوبناک است و در این گونه سامانه‌ها، نمی‌توان همه چیز را مو به مو پیش‌بینی کرد. نتیجه‌ی پیش چشم نهادن این واقعیت برای من این بوده است که همواره سعی کنم به درست‌ترین روشی که می‌توانم زیست کنم اما بدانم که ممکن است آنچه در نظر داشتم، رخ ندهد. شاید اینجاست که توکل به معنای دل‌آرامی به توانی که فراتر از تب و تاب این خراب‌آباد است، معنا می‌یابد. سخن را با توصیه‌ی حافظ به پایان می‌برم: «از خلاف‌آمد عادت بطلب کام که من، کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم».

پانوشت
این نوشتار حاصل تجربه‌ی زیسته و نظر شخصی من است که بنا به اصل آزادی بیان آن را به اشتراک گذاردم. طبعا یک توصیه‌ی تخصصی نیست و اگر نقدی نسبت به آن دارید، پیشاپیش آن را محترم می‌دانم و خواهش دارم آن را نوشته و به اشتراک بگذارید. به این امید که گفتگوی حاصل، مخاطبان را در تصمیم بهتر یاری نماید.
پیشاپیش از این که ممکن است نتوانم به همه‌ی نظرات پاسخ دهم، عذر می‌خواهم.




هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

طلسمِ نوشتن

    مطمئن نیستم چرا دوباره به اینجا سر زدم، شاید نوعی نیازِ به ثبت، نیاز به برداشتنِ تیغه‌ی کی‌بورد و خراشیدن این تنه‌ی درخت. این متن البته ...