محبوب من، من آسیبپذیرم.
گفتنش برایم آسان نیستم محبوب من، شاید مثل هر کس دیگر.
من قهرمان نیستم. من آسیبپذریم؛ خیلی آسیبپذیر.
و تنهام و شاید از این رو به دامان تو پناه آوردهام.
امواج افکار و ترسهایم، خاطرهها و کابوسهایم؛ گاهی سخت به قایق نحیف وجودم میتازند و کاملا احساس میکنم نزدیکی لحظهی فرو شکستنم را، وقتی که در یک قدمی پرتگاهم. احساس نمیکنم الان است که غرق شوم؛ بلکه با سیلی موجی از شکستها به اعماق فرو کشیده و غرق میشوم و آنگاه؛ به دنبال تو میگردم. به دنبال دست تو که دراز میشود به داخل آب... به سوی من.
آیا این شبها زودتر پایان خواهد یافت یا من؟ سوالی که زندگی به آن پاسخ خواهد گفت و آه از من؛ چرا زندگی؟ مگر این من نیستم که باید به این سوال جواب بدهم؟ از چه میگریزم؟ ببخشای بر من. من آسیبپذیرم.
شبی مثل امشب اگر بودی، پناه میآوردم به تو. به تمنا... که بیا بنشین چایی بخوریم و صحبت کنیم. بیا از خودت بگو، بگو به چه فکر میکنی، بگو نظرت راجع به رنگ سفید گل یاس چیست؟ بیا تایید کن به نظرت گل بنفشه شبیه مرد سیبیلوی عصبانی است که انگار به نفرین ایزدی دچار شده و تبدیل شده به نهایت لطافت که گل باشد. بیا با هم به کمدی خلقت بخندیم و با هم بترسیم از تنهایی بشر. بیا از رازآلودی دشت لاله حرف بزنیم. شاید هم خسته شدیم و پا شدیم رفتیم قدری قدم بزنیم و برسیم به کافهای که دکهای است گوشهی خیابان و ازش بپرسیم تا ساعت چند باز است و بگوید تا سه و ما که یک و نیم شب رسیدهایم آنجا با خیال راحت روی یکی از میزهای دنجش بشینیم و تنهاییمان را با هم دوا کنیم. بیا از آسیبپذیریات به من بگو، از اشتباههایت. من همه را به تو خواهم گفت. با جزئیات که چه شد و چه کردم و چرا بد کردم یا کج کردم یا کم کردم یا اشتباه کردم. بیا به این فکر کنیم که چرا در هر موقعیتی خودم خودم را غول زدهام. با چه سازوکاری و با چه نیت پنهانی و این از کدام خلا یا آسیبی در من ریشه گرفته.
مثل الاکلنگی که بالا و پایین میشود من برای تو مادری کنم، تو کودک بشوی و کودکی کنی و تو برای من مادری کنی و پدری کنی و من کودکی گمشدهام را در چشمان تو جستجو کنم... در چشمهای قشنگ تو. چقدر چشمهای تو زیباست، به زیبایی کودکی گمشدهی من.
آه محبوب من؛ من احتیاج دارم بعضی از شبها پیش تو گریه کنم از ضعفهایم. از ناکاستیها و ناراستیهایم. تو کجایی؟ آیا من قبل از غرق شدن در این تنهایی، اقبال دیدنت را خواهم یافت؟ اقبال صدا کردنت را چطور؟ اقبال شنیدن اسمم از زبان تو را چطور؟ اقبال بوییدن و بوسیدنت را چطور؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر